لب به درخت انار زد
شاخه نیوتون سایه کشید
چشم حوالیِ زن درویش شد
گیسوان شانه پایین افتاد
جاذبه سر و کولش را بالا که رفت
حوا باکره ای ست با لب ها ی ورم کرده
که مریم حرامزادگی دسیسه شود
***
پرده کنار رفت
جهان اکران می شود
تانگو اندام دست و پا زد
خیابان به گشت کشید
گندِ دماغ تر
دماغ فیل را افتاده که باشد
دنده ی چپشان بلند شدیم
آآآآآقــــــــا می خواهد مادرش فاطمه باشد
سارا گرجی۱۳۸۷

