سلااااااااااااااااااام
می دونم که همتون دلتون واسم تنگیده بود ![]()
ولی مهم اینه که الان اومدم
این پست دو تا سپید می ذارم
این دفعه بیشتر به نقدتون احتیاج دارم
پس حتمن نظرتون رو برام بنویسید
ممنون
۱)
حوالیِ من
تا
حدود تو
مماس لبی ست روی گونه ات
اندازه ی آغوشم را بزن
برای پاپوش کم باشد
نباشد
دست نمی خورم
مگر به دست هات
اصلن کجا ؟
شبیه من
تو ندیده اند
که حرامم برای بوسیدن
به بهانه ی شاعر نبودنت
***
مظنون شعر نمی شوی آدم
دار به گردنم باد
اگر
از سیب سنگین تر باشم
۲)
بکارتم را هر شب
پیرزنی نَنگِ آینه می شود
رژی که بماسد لبم را
جوانت نمی کند
تف به آینه گونه تَر می کند
لعنت به تو که تا می خورد
صورتم را چروکیده میان خطوط
حتی عروسک بازی از سرم می اُفتد
سارا گرجی ۱۳۸۶

